معماری الموت؛ شاهکاری از عظمت، تنوع کاربری و شکوه سازه‌ای/ تشریح ابعاد سیاسی، سازه‌ای و فرهنگی دژ افسانه‌ای اسماعیلیان

استاد و چهره مادنگار میراث‌فرهنگی با تشریح ابعاد گوناگون ثبت جهانی قلعه الموت، این اثر منحصربه‌فرد را تجلی‌گاه نبوغ معماری نظامی، زیست شرافتمندانه تاریخی و نماد پایداری ملی در برابر بیگانگان خواند و بر تداوم تأثیرات فرهنگی و مدنی اسماعیلیه تا روزگار معاصر تأکید کرد.

هم‌زمان با ثبت جهانی پرونده «قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن»، رجبعلی لباف خانیکی، باستان‌شناس و پیشکسوت نام‌آشنای میراث‌فرهنگی ایران، در گفت‌وگو با میراث‌آریا به تبیین ارزش‌های برجسته و معیارهای ثبت جهانی این دژ باشکوه پرداخت.

وی با اشاره به ماهیت و استانداردهای سخت‌گیرانه یونسکو برای ثبت آثار در فهرست میراث جهانی اظهار کرد: هر اثر یا بنایی که در فهرست یونسکو به ثبت می‌رسد، باید واجد ظرفیت‌ها و ارزش‌های منحصربه‌فردی باشد که از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و به تمام بشریت تعلق داشته باشد؛ ارزش‌هایی که نه تنها در گذشته هویت‌ساز بوده‌اند، بلکه در حال حاضر نیز الهام‌بخش بوده و در آینده نیز به عنوان نماینده فرهنگ و تمدن بشری شناخته می‌شوند.

ابعاد سیاسی و تاریخی؛ ایستادگی در برابر حاکمیت‌های بیگانه

لباف خانیکی در تحلیل جایگاه تاریخی و سیاسی قلعه الموت و فرقه اسماعیلیه تصریح کرد: اسماعیلیان به محوریت دژ تسخیرناپذیر الموت، هم در زمانه خود و هم در قرون بعد، جریانی عمیقاً تأثیرگذار بودند. این گروه به دلایل گوناگون از جمله مطالبات دموکراتیک، انگیزه‌های مذهبی و اعتقادی، و همچنین رویکردهای ملی‌گرایانه و وطن‌دوستانه، با حاکمیت‌های زمانه خود زاویه داشتند.

وی افزود: اهمیت تاریخی الموت در مبارزه بی‌امان با خلفای عباسی که نسبت به ایران بیگانه و با مذهب اسماعیلیه نامهربان بودند و نیز ایستادگی در برابر هجوم ویرانگر مغولان و ایلخانان تبلور می‌یابد. به گونه‌ای که هلاکوخان مغول در زمان عزیمت به ایران، دو مأموریت اصلی را دنبال می‌کرد؛ نخست براندازی و قلع‌وقمع نهضت اسماعیلیه و دوم نابودی دستگاه خلافت بغداد، که در هر دو مورد نیز با بهره‌گیری از ظرفیت نخبگان و دانشمندان ایرانی نظیر خواجه نصیر طوسی که در آن دوران به جهت مصالح ملی با مغولان همراه شده بود، به هدف خود رسید.

معماری الموت؛ شاهکاری از عظمت، تنوع کاربری و شکوه سازه‌ای

این باستان‌شناس پیشکسوت با تبیین فلسفه معماری به عنوان ظرف زندگی انسان گفت: معماری ظرف زیست بشر است؛ انسان در آن متولد می‌شود، رشد می‌کند، می‌میرد و در نهایت در بستری معماری به خاک سپرده می‌شود. از این رو، معماری رابطه‌ای دوسویه و متقابل با عنصر انسان دارد. قلعه الموت فارغ از ارزش‌های سیاسی و مبارزاتی، به لحاظ کالبدی و سازه‌ای یک شاهکار تمام‌عیار معماری نظامی و مسکونی به شمار می‌رود.

لباف خانیکی با برشمردن فضاهای متنوع موجود در این دژ کوهستانی تشریح کرد: ما در الموت با تعدد و تنوع شگفت‌انگیز فضاهای کاربری روبه‌رو هستیم. در این قلعه، هم فضاهای زندگی روزمره و عادی تعبیه شده است، هم فضاهای استراتژیک برای دوران مبارزه و محاصره، و هم بخش‌های اشرافی و اعیانی که در ابهت و عظمت ساختاری دست‌کمی از کاخ‌های حکومتی ندارند. شکوه، عظمت، نوع مصالح به کار رفته و تزئینات ظریف معماری در این دژ صخره‌ای، گواهی بر مهندسی حیرت‌انگیز ایرانیان در دل کوهستان است.

تداوم پویایی فرهنگی و مدنی اسماعیلیه تا دوران معاصر

استاد لباف خانیکی در بخش پایانی سخنان خود، به تداوم حیات فرهنگی و اجتماعی این جریان اشاره کرد و گفت: یکی از شگفتی‌های این گروه تاریخی آن است که شاید تنها جریان سیاسی- مذهبی کهن ایران هستند که پیوند خود را با دنیای امروز حفظ کرده و همچنان در پهنه فرهنگی فعال هستند. مشارکت مالی و حمایتی آنان در بازسازی و مرمت ابنیه تاریخی ارزشمندی همچون بازار بزرگ تبریز و برگزاری همایش‌ها، سمپوزیوم‌ها و نشست‌های تخصصی پیرامون معماری اسلامی و ایرانی، نمونه‌هایی از این پویایی مستمر است.

وی در جمع‌بندی نهایی خاطرنشان کرد: مجموعه این ویژگی‌های برجسته اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و معماری و تأثیرات پایدار آن بر تمدن بشری، قلعه الموت را در زمره شایسته‌ترین آثاری قرار می‌دهد که با افتخار جایگاه خود را در فهرست میراث جهانی یونسکو تثبیت خواهد کرد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405050300147
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha